غوغاي عشق در دفترعشق
صفحه اصلي  |  آرشيو مطالب  | تماس با ما



درباره عشقو دوستي


صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
افزودن به علاقه مندي ها
صفحه خانگي
 



موضوعي ثبت نشده است



شهريور ۱۳۸۸



لينكي ثبت نشده است


 

 


عجيب است قصه عشق، قصه‌اي كه در آن آدميزادي دلباخته آدميزادي ديگر مي‌شود، او كه بخندد مي‌خندد، او كه گريه كند مي‌گريد، او كه نگاه كند مي‌نگرد، او كه صدا زند صدا مي‌زند و اگر او بخواهد مي‌ميرد.

باور اين قصه دشوار است اما آن‌روز كه به قلب كوچكم وسعتي وسيع بخشيدم، ديدم كه چه آسان مي‌توان عاشق شد، چه آسان مي‌توان براي راحتي يار از راحتي ارزشمند خود گذشت و چه آسان مي‌توان خود را از اوج قله افتخار به حضيض دره حقارت انداخت زيراكه حقارت در عشق عين بزرگي است، عين عزت است و عين شوكت.

اگر باور نداري خود را از بلنداي قله زير پايت به پايين اين دره عميق پرتاب كن تا ببيني كه چگونه قد مي‌كشي و قامتت بلندتر از قله بلند دماوند مي‌شود.

 

نوشته شده توسط علي اكبر اقبالي | ۲۰ شهريور ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۲۳:۲۷ | آرشيو نظرات (0)

[ ۱ ]

   


تمام حقوق متعلق به فارس بلاگ است